|
ღ خواندنی ها ღ علمی _ طنز _ داستان _ دیدنی ها _ لطیفه و ...
|
سلام دوستان گلم این لوگوی منه اگه دوست داشتید تو وبتو قرار بدید
کدش اینه: <p><a title="خواندنی ها" href="http://khandaniha11.persianblog.ir/"><img title="خواندنی ها" src="http://images.persianblog.ir/433663_K5i1JKTa.gif" alt="" width="188" height="320" /></a></p> [ ۱۳٩۱/٧/٢٤ ] [ ٦:۳٠ ق.ظ ] [ سارا ]
[ نظرات () ]
سلام بچه ها خوبین؟ می خواستم بگم من تا یه ماه نمی تونم به اینترنت بیام اخه امتاحاناتم شروع شده و این امتحانات امسال خیـــــــــــلی خیلی برای من مهمه و باید حسابی درس بخونم همتونو خیــــــــــــــــــلی دوست دارم و دلم براتون تنگ میشه امیدوارم فراموشم نکنید خداحافظ تا یه ماه دیگه... [ ۱۳٩۱/٢/٢٤ ] [ ٥:٤۸ ق.ظ ] [ سارا ]
[ نظرات () ]
در آسمان آبی دلم، جایی برای ابرها نیست مادرم! دعایم کن که با دعایت، دلم خانه دردها نیست عزیزترین عزیزانم! روزت مبارک.
(داخل ادامه مطلب یه سری عکس خرسی به مناسبت روز مادر گذاشتم) ادامه مطلب [ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ۳:٤۳ ق.ظ ] [ سارا ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳٩۱/٢/۱٤ ] [ ٦:٤۳ ق.ظ ] [ سارا ]
[ نظرات () ]
چند دسته از آدما هستن که خیلی رو مُـخن : 1 - اونایی که وقتی داری فیلم می بینی فکر میکنن تو نمی فهمی و هی واست توضیح میدن 2 - اونایی که وقتی کنارت ایستادن برای اینکه حواست به حرفاشون باشه هی با آرنج به پهلوت میزنن 3 - اونایی که وقتی داری با تلفن صحبت میکنی هی میپرسن کیه؟ کیه؟ 4 - اونایی که وقتی داری پول میشماری الکی بلند بلندعددمیگن. [ ۱۳٩۱/٢/۱ ] [ ۳:٤۸ ق.ظ ] [ سارا ]
[ نظرات () ]
آهای تو که منو تنها گذاشتی رفتی … ! آره عزیزم با توام … خواهش میکنم برگرد … ! برگرد درو ببند … بعد برو گمشوووووووو !
یک مهندس مکانیک با یک مهندس کشاورزی ازدواج میکنه ، بچشون تراکتور میشه !!!
در یخچال ارتباط مستقیم با حال و روحیه آدم داره : وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا میکنی وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا میکنی وقتی کسلی میری در یخچالو وا میکنی داری با تلفن حرف میزنی میری در یخچالو وا میکنی وقتی نمیدونی چته میری در یخچال و وا میکنی اَصَن باز کردن الکی در یخچال یه حالی میده !!!
شنگول میگه : کیه ؟ گرگه میگه : منم آقا گرگه!!! شنگول و منگول و حبه انگور تحت تاثیر صداقتش قرار میگیرن و درو باز میکنن …
اما ناگهان اس ام اسی میرسه که فکر میکنی منم اما میبینی ایرانسل بوده !
ای همه وجود من ای کسی که پا گذاشتی رو قلب من ای کسی که درو بستی به روی من درو باز کن دستم مونده لای در
آنقدر بدم میاد ازاینایی که از سادگی و صداقت بچگیامون سو استفاده میکردن و حرف می کشیدن ازمون ! الان که بزرگ شدم میفهمم چه مسائل فوق سری ای رو لو دادم …
عشق من ، از وقتی رفتی خونه تاریکه ، چراغ خونه خاموشه … آخه بگو فیوز رو واسه چی بردی ؟
اما انگار نمی دونست مشکلات نشستن رومون و میگن : انگوررررررری ، انگوررررررری !
[ ۱۳٩۱/۱/٢۸ ] [ ٦:٤۳ ق.ظ ] [ سارا ]
[ نظرات () ]
معلم برای سفید بودن برگ نقاشی ام تنبیهم کرد و همه به من خندیدند... معلم خودش هم نفهمید من "خدایی" رو کشیده بودم که خودش میگفت: دیدنی نیست
[ ۱۳٩۱/۱/۱٧ ] [ ۸:٢۸ ق.ظ ] [ سارا ]
[ نظرات () ]
اعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟ دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندید اومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده! مامان گفت نوید کیه؟گفتم: پسر آقای ... گفت اون اسمش پارساست اسم باباش نویده.... چند وقت پیش تو حیاط خونه سیگار میکشیدم که صدای باز شدن در حیاط اومدمنم حول شدم سیگارو روی گوشیم خاموش کردم (!!) و بدترش اینکه بلافاصله گوشیو پرت کردم تو باغچه و سیگار خاموش موند تو دستم....
در اقدامی شجاعانه اعتراف می کنم که از درس تنظیم خانواده افتادم . اونم فقط به این خاطر که در جواب سوال احمقانه استادم که بهم گفت مگه این کلاس جای خوابه ؟ خیلی صمیمی و خرم گفتم : بیخیال استاد . کی تا حالا 8 صبح خانوادش تنظیم شده !!!!!! کلاس رفت رو هوا استادم منو انداخت بیرون تا کم نیاورده باشه....
عموم می خواست وام یکی از دوستاشو جور کنه زنگ زد به رییس بانک کلی صحبت کرد باهاش... حرفش که تموم شد اس ام اس داد به رفیقش که دهن رییس بانک رو ****** اشتباهی سند کرد واسه رییس بانکه!!!
اعتراف میکنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یوهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیــــــــــــــــــر جووون...بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی میخوامـــت.... گفتم منم همینطور....گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟ حمتاً.. از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش.. به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه با امیر دوستش و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم....
اون زمان که از این نوشابه شیشه ای ها بود یه روز خواستم یه شیشه که اضاف اومده بود رو بذارم تو در یخچال دیدم بلنده جا نمیشه. درش آوردم یکمش رو خوردم دوباره گذاشتم، در کمال تعجب دیدم نه، بازم جا نمیشه !!!! [ ۱۳٩۱/۱/٧ ] [ ۱:٢٥ ق.ظ ] [ سارا ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |