انجمن علکی تفریحی تو بنویس

سلام

توی این روزا که تقریبا همه به دعا کردن شما ها محتاجند به نظر من بهترین دعا برای هر کس اینه که به خدا

بگی:

خدایا هرکسی هر ارزویی داره براورده بشه

می دونی چرا؟چون چندتا بیمار سرطانی،نابینا،ناشنوا و... هستند که دوست دارند خوب بشند،چندتا ادم هستند

 که دوست دارند به حاجتشون برسند و چه ادم هایی هستند و چه ارزوهایی دارند که دوست دارند بهشون

 برسند ولی ما از اونا خبر نداریم.پس به نظر من بهترین دعا همینه که هرکس هر اروزویی داره براورده بشه.

برای منم دعا کنید



تاريخ : ۱۳٩٠/٦/۱ | ٧:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

(چندتا از تصاویر متحرک که خودم خیلی دوسشون داشتم گذاشتم.)

(شما اگه دوست داشتید ببینیدشون به ادامه مطلب برید)

(نظر یادتون نره)



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٦/۱ | ۱:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

عصر شکار: 20 کیلو گوشت دایناسور، 40 کیلو گوشت اژدها.

نتیجه: دایناسورها منقرض شدند

عصر کشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی.

نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها

عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی.

نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی

عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سکه طلا، یک اتومبیل و هرچی که با ص شروع میشد

نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد

عصر کامپیوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا!!!

نتیجه: چاق شدن ناگهانی عروس ها

عامل اصلی انقراض دایناسور ها==> عروس هانیشخند

عامل اصلی کشته شدن مردها==> عروس هانیشخند

عامل اصلی ناقص شدن مردها==> عروس هانیشخند

عامل اصلی افزایش ماشین های فرسوده در سطح شهر==> عروس هانیشخند

عامل اصلی افزایش چاقی و افزایش بیماری ها==> عروس هانیشخند



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٢٩ | ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

رسول خدا(ص)فرموده است:

هرکه شب را به صبح برساند و روز را به شب و این سه چیز داشته باشد،نعمت دنیا بر او تمام است:تندرستی در

روز و شب، ایمنی از درون خود، داشتن خوراک یک روز. اگر چهارمین نعمت یعنی ایمان را نیز داشته باشد، نعمت

دنیا و اخرت بر او تمام است.



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٢۸ | ٧:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()
درویشی به دهی رسید.عده ای از بزرگان ده را دید که نشسته اند.پیش رفت و گفت چیزی
به من دهید وگرنه به خدا قسم با این ده همان کاری را می کنم که با ده قبلی کردم.انها ترسیدند و هر چه خواسته بود به او دادند.بعد از او پرسیدند:با ده قبلی چه کردی؟گفت:از انها چیزی خواستم ندادند امدم اینجا شما هم اگر چیزی به من نمی دادید به ده دیگری می رفتم.


تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٢۸ | ٥:۱٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

براتون چندتا شکلک قشنگ گذاشتم.امیدوارم خوشتون بیاد.

                                                                              

بقیه ی شکلک ها در ادامه مطلبفرشته  



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٢۸ | ۳:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

                                                      (الهی)

الهی جانب من کن نگاهی                          مرا بنما به سوی خویش راهی

نگاهی کن که رو ارم به سویت                     رهی بنما که جاگیرم به کویت

به ذکر خود بلند اوازه ام  کن                        رفیق لطف بی اندازه ام کن

بیفشان از وضو بر رویم ان اب                       که از غفلت نماند در سرم خواب

به چشم مرحمت سویم نظر کن                   شفیع  اخرت، خیر البشر کن

                                                                   (وحشی بافقی)



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٢٦ | ٩:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

>برای دیدن بقیه ی عکس ها به ادامه مطلب بروید<



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٢٥ | ۸:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

قایقی خواهم ساخت،از جنس محبت و بادبانی از عشق و امید،هزارن گل رز سرخ بر ان می پاشم ...!!!

انوقت.....

میشینم و حالشو می برم،چیه فکر کردی واسه تو ساختمش...!!!!؟

از شیرجه شما به طرف گوشی متشکریم تا ضدحال بعدی خداحافظ .

اگر می خواهی زندگی جدیدی داشته باشی با ما تماس بگیر.

.

.

سازمان بازیافت زباله.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٢٤ | ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

 

نور خورشید فقط تا عمق ۴۰۰ متری آب دریا نفوذ می کند!

طول عمر مردم سوئد و ژاپن از دیگر ملل جهان بیشتر است!

نوعی ماهی به نام آبنوس در گلوی خود دندان در می آورد!

فندق برزیلی بیش از نامیده شدن کشور برزیل به این نام، برزیل خوانده می شده است!



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٢۳ | ٩:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

عکس های جالبی هستند.

(برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب بروید)



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٢٢ | ٩:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

عقل پرسید که دشوارتر از مردن چیست؟

عشق

         پاسخ داد:فراق از همه دشوارتر است!



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٢۱ | ۸:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

موقع شنیدن موسیقی صدای ان را زیاد نکنید.به ویژه اگر از هدفون استفاده می کنید.صدای بسیار بلند می تواند

به گوش شما اسیب جدی وارد کند.

 

صدا های ناگهانی شدید مثل صدای ترقه برای گوش بسیار زیان اور است.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱٧ | ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

ماهی را هر وقت از اب بگیری می میرد!نیشخند

 

مهمان که یکی است،صاحبخانه خدا را شکر می کند!نیشخند

اشپز که دو تا شد اش زود تر حاضر می شود!نیشخند

کوه به کوه نمی رسد تلفنی احوالش را می پرسد!نیشخند

نو که امد به بازار،همه می روند می خرند!نیشخند



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱٧ | ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

مردی از سر کار برگشت و رو به زنش گفت:برای امشب سه تا بلیط خریدم.زن گفت:چرا سه تا ما که دو نفر هستیم؟مرد گفت برای خودمون نخریدم برای مامان و بابام و دادشم خریدم تا برن و ما راحت بشیم.قهقهه

دختری از خواستگارش پرسید از چه راهی پول در می اورید؟خواستگارش جواب داد:نویسندگی.

دختر با خوشحالی گفت:چه کتاب هایی نوشته اید؟پسره جواب داد:من هیچ کتابی ننوشتم.

دختر پرسید:پس روزنامه نویسید؟پسره گفت:نه.

دختره با تعجت پرسید:پس چه طور پول در می یاری؟پسر گفت:هر وقت پول خواستم،برای بابام نامه می نویسم

و درخواست پول می کنم اون هم بلافاصله برام حواله می کنه.قهقهه

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱٧ | ۱:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب بروید

(نظر یادتون نره)



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱٦ | ۱:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

روزی انوشیروان از گرسنگی له له می زد و منتظر نهار بود.اشبزباشی خورشت خوش مزه ای را در سینی نهاد و

همین که خواست سینی را روی میز بگذارد،کمی اش روی سر مبارک ریخت.شاه در حالی که اش روی صورتش را

لیس می زد،گفت تا اشپز را پخ پخ کنند!

اشپزباشی به محض شنیدن فرمان انوشیروان،کاسه اش را برداشت و همه ان را روی سر شاه خالی کرد.شاه

که حسابی حالش جا امده بود با تعجب پرسید:مردک این چه کاری بود؟!

اشپز گفت:قربان دوست نداشتم شاه مرا بخاطر خطای کوچکی بکشد،بهتر دیدم خطای بزرگی انجام دهم تا شاه

دلیل قانع کننده ای برای دار زدن من داشته باشد و از کشتن من خجالت نکشد!

انوشیروان در حالی که باقی مانده اش را لیس می زد گفت:از جلوی چشمم دور شو!راستی از این اش ها بلدی

باز هم بپزی؟لبخند



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱۳ | ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

اینم چندتا عکس خنده دار از (نتیجه لقمه بزرگتر از دهان در دهان گذاشتند)

(برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب بروید)



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱٢ | ٩:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

دوستی خدا را جستجو کردم،پس ان را در دشمنی با گنهکاران یافتم.

سروری و بزرگی را جستجو کردم،پس ان را در خیر خواهی برای بندگان خدا یافتم.

خوشنودی خدا را جستجو کردم پس ان را در نیکی به پدر و مادر یافتم.

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱۱ | ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

اینم چند تا عکس خنده دار از حیوانات (برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب بروید)



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱٠ | ۳:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

در کشور اسکاتلند،بارش باران به اندازه ای زیاد است که دامداران به تن گوسفندان خود بارانی می پوشانند.

در حدود 1500سال پیش،چینی ها اولین مسواک را با موی حیوانات ساختند؛اما خوشبختانه بعد ها نخ نایلون

جایگزین شد.

مسئله بستن کمربند های ایمنی در هنگام حرکت ماشین اینقدر مهم است که در بعضی از اتوموبیل ها

کمربند هایی هم برای نوزادان وجود دارد.

 

 



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۸ | ٩:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

هیچ روزی از امروز با ارزش تر نیست.(گوته،شاعر و نویسنده المانی)

زندگی یعنی پژوهش و فهمیدن چیزی جدید.(دکتر محمود حسابی)

امید برای بشر مثل باد برای پرنده است.(ویکتور هوگو،نویسنده فرانسوی)

ادم های بزرگ بر خود سخت می گیرند و ادم های حقیر بر دیگران.(کنفوسیون،فیلسوف چینی)



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۸ | ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

قورباغه و وزغ را از طریق پوست بدنشان می توان از هم تشخیص داد.

قورباغه پوستی مرطوب،صاف و براق دارد ولی پوست وزغ،خشک،تیره و پوشیده از زگیل است و معمولا قورباقه ها

بهتر از وزغ ها می پرند و می جهند.



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۸ | ۸:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

نوح(ع):این کلمه عربی است واز نوحه می اید.به معنی کسی که بسیار گریه می کند و 43 بار در قرآن ذکر شده

است.

ابراهیم(ع):این کلمه غیر عربی و سریانی است؛به معنی پدر مهربان 68بار در قرآن امده است.

موسی(ع):این کلمه عربی شده ی«موشه»یعنی از اب کشیده شده که در اصل عبری است و شاره به از اب

بیرون کشیدن حضرت موسی (ع)در نوزادی دارد 135 بار در قرآن امده است.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۸ | ٢:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

مردی در حالی که عکسی در دست دارد،می گوید«پدر این شخص پسر پدر من است.حال من نه پسری دارم نه

برادری.»

به نظر شما او عکس چه کسی را در دست دارد؟

بین این عداد از سمت چپ به راست،ارتباط منطقی وجود دارد.ایا می توانید بگویید به جای علامت سوال،چه

عددی باید بگذاریم؟

؟ و13 و8 و5 و3 و2 و1 و1



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۸ | ۱:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

 

داوینچی همزمان با یک دست می نوشت و با یک دست نقاشی می کرد !

هیتلر از مکان های بسته وحشت داشت !

مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند !

هر انسان تا ۸ دقیقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است !

اغلب مارها ۶ ردیف دندان دارند !...



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٧ | ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

پیری برای جمعی سخن میراند،

لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از مدتی همان لطیفه را تعریف کرد و عده ای کم از مردم خندیدند.

او مجدد همان لطیفه را تعریف کرد تا اینکه دیگر کسی نخندید.

او لبخندی زد و گفت:وقتی که نمی توانید بارها به یک لطیفه بخندید،پس چرا بارها به گریه و افسوس در مورد

مسئله های مشابه ادامه میدهید؟

(گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.)



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٦ | ٩:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

چند غلام سیاه بودند که در باغی کار می کردند .حضرت امام کاظم(ع)در بعضی از موارد با ایشان مشورت می

کردند. اصحاب می گفتند:یابن رسول الله با چنین غلامان سیاهی مشورت می کنید؟حضرت فرمود:انها در باغ کار

می کنند و تجربه هایی دارند.من نظر انها را در انچه میدانند می پرسم نه انچه نمیدانند.هوشیاری وتجربه به

سیاهی وسفیدی نیست.



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٦ | ۸:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

کوتاه ترین راه رسیدن به ثروت آن است که قابلیت هایت را بشناسی و برآنها تکیه کنی.

کوتاه ترین راه برای جلوگیری از شکست احتمالی ، مشورت با کسانی است که قبلاً آن راه را رفته اند.

کوتاه ترین راه برای داشتن روانی سالم ، در نظر گرفتن زمانی برای خنده و شادی در هر روز است.

کوتاه ترین راه بری اینکه نخواهی چیزی را به خاطر بسپاری ، نگفتن دروغ است.

کوتاه ترین راه برای رسیدن به آرزوها ، واقع بین بودن است…



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٦ | ۸:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه

می گفت : می اید ، من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود

نگه می دارد و سر انجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست . فرشتگان چشم به لبهایش دوختند ،

گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود " با من بگو از انچه سنگینی سینه توست ." گنجشک گفت " لانه

کوچکی داشتم، ارامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام . تو همان را هم از من گرفتی . این توفان بی

موقع چه بود ؟ چه می خواستی از لانه محقرم ؟ کجای دنیا را گرفته بود ؟ و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست.

سکوتی در عرش طنین انداز شد . فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت " ماری در راه لانه ات بود . خواب

بودی . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. انگاه تو از کمین مار پر گشودی . گنجشک خیره در خدایی خدا مانده

بود. خدا گفت " و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی.

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود . ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه هایش ملکوت خدا را پر

کرد.

 



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٦ | ۳:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.