استخر تمساح!!

یه میلیاردری بود که توی خونش تمساح نگه میداشت و اونارو گذاشته بود توی استخر

پشت خونش .... اون یه دختر خیلی زیبا هم داشت ....

یه روز یه مهمونی خیلی مجلل میگیره و خونش پر از آدم میشه ....

وسطای مجلس پسرای توی مهمونی رو جمع میکنه میگه میخوام یه مسابقه بذارم

واستون ....هر کدوم از شما بتونه این استخر پر از تمساح رو تا ته شنا کنه من یه

میلیارد تومن بهش جایزه میدم ... یا اینکه دخترم رو به عقدش در میارم ...

هنوز جمله آخرش تموم نشده بود که یکی پرید توی آب و تمساحا همه رفتن طرفش ...

اینم با هر بدبختی بود فرار کرد و تا ته آب رو شنا کرد ... از اونور که اومد بیرون یه چند تا

خراش کوچیک برداشته بود فقط .

میلیاردر که خیلی کف کرده بود گفت : آفرین خیلی خوشم اومد. حالا دخترم رو میخوای

یا یک میلیارد تومن پول رو ؟؟؟

پسره گفت : هیچ کدوم ... اون بی ناموسی که منو هول داد توی آب رومیخوام ...

/ 15 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدشمس

سلاااااااام آفرین خیلیییییییی خیلییییییییییییییی آموزنده بود ممنون خبرم کردی[گل]

محمدشمس

سلاااااااام نظر قبلی واسه داستان بود اما این یکی خیلی بامزه بود کلی خندیدم[لبخند]

hadiseh

سلام عزیزم خوبی ؟ من آپم سربزن

بیتا

[گل][گل][گل][گل][گل][گل]

helia

سلام ببخشید یه مدت نتونستم سر اینترنت بیام[ناراحت] منو میبخشی؟[سوال] وبت خیلی خوشگل شده... قالبش خیلی قشنگه....[گل] [قلب]اپم عزیزم اگه سر بزنی خوش حال میشم[بوسه]

zahra

گاهی حس میکنی غمگین ترین آدم دنیایی اما یک تغییر کوچیک یا یک اتفاق کوچولو جوری حالت رو عوض میکنه که همه چیز رو فراموش میکنی به امید یک تغییر یا اتفاق خوب، برای همه شما ...

binazir

سلام عریرم چه قالب قشنگی[قلب]

شایسته

خیلی خوب بود[قهقهه]

شایسته

خیلی خوب بود[قهقهه]