پیر دانا

پیری برای جمعی سخن میراند،

لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از مدتی همان لطیفه را تعریف کرد و عده ای کم از مردم خندیدند.

او مجدد همان لطیفه را تعریف کرد تا اینکه دیگر کسی نخندید.

او لبخندی زد و گفت:وقتی که نمی توانید بارها به یک لطیفه بخندید،پس چرا بارها به گریه و افسوس در مورد

مسئله های مشابه ادامه میدهید؟

(گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.)

/ 1 نظر / 21 بازدید
محمد شمس

سلام گذشته را نباید فراموش کرد باید ازش درس گرفت تا آینده را ساخت[گل]