داستانی کوتاه و خنده دار

چرچیل(نخست وزیر سابق بریتانیا)روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتری برای مصاحبه رفت هنگامی که به ان

جا رسید به راننده گفت: اقا لطفا نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.راننده گفت: نه اقا! من می خواهم سریعا به

خانه برگردم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش کنم .چرچیل از علاقه این فرد به خودش خوشحال شد و یک

اسکناس ده پوندی به او داد راننده با دیدن اسکناس گفت: گور بابای چرچیل! اگر بخواهید تا فردا صبح هم اینجا

می مانم.خنده

/ 8 نظر / 13 بازدید
سرونازشیراز

دوش درحلقه ما قصه گیسوی تو بود تادل شب سخن ازسلسله ی موی تو بود دل که ازناوک مژگان توخون مییییییییییییگشت بازمشتاق کمانخانه ابروییییییییییییییییییییییییی توبود....

کوثر 2

سلام عزیزم منو به فارسی لینک کن بعد من تو رو با چه اسمی بلینکم؟[متفکر]

....

اگه ميشه وب دوممو به اسم عكس هاي فانتزي لينك كن منم تو وب دومم لينكت مي كنم وب دومhttp://sasomama.persianblog.ir/ باي

سارینا

اسمش را میگذاریم؛دوست مجازی اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته . . خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند ...وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد وقت میگذاردبرایم، وقت میگذارم برایش . . نگرانش میشوم دلتنگش میشوم . . وقتی درصحبت هایم،به عنوانِ دوست یاد میشود مطمئن میشوم که حقیقی ست . . هرچند کنارهم نباشیم هرچند صدای هم راهم نشنیده باشیم، من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم هرکجا که باشد --- پس دوست من در دنیای مجازی دوستت دارم www.talarank.com سایت افزایش بازدید ثبت نام کن سایت ما رو لینک کن 300 تا بازدید رایگان جایزه بگیر+ vpn رایگان!!!

....

اپم بيا تو وب اولم[بغل]

زهرا

سلام.مرسی که بهم سر زدی منم با تبادل لینک موافقم منو با ی پاییزی لینک کن.مرسی

زهرا

ببخشید اسم وبلاگم اشتباه شد منو با شب های پاییزی لینک کن.